اشعار عاشقانه

اشعار عاشقانه

اشعار عاشقانه

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

۳ نظر

  1. دنبال وجهی می گردم
    که تمثیل تو باشد
    زلالی چشم هات
    بی پایانی آسمان
    مهربانی دست هات

    نوازش گندمزار
    و همین چیزهای بی پایان.
    نمی دانستم دلتنگیت
    قلبم را مچاله می کند
    نمی دانستم وگرنه
    از راه دیگری
    جلو راهت سبز می شدم
    تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
    تا دوباره
    در شمایلی دیگر
    عاشقت شوم.
    گفته بودم دوستت دارم؟

  2. پرسید کدام راه نزدیکتر است؟ پرسیدم به کجا؟ گفت به خلوتگاه دوست
    گفتم تو مگر فاصله ای می بینی بین دلو آنکس که دلت منزل اوست
    .

  3. به خاطر روی زیبای تو بود
    که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
    به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
    که دست هیچ کس را در هم نفشردم
    به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
    که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
    به خاطر دل پاک تو بود
    که پاکی باران را درک نکردم
    به خاطر عشق بی ریای تو بود
    که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
    به خاطر صدای دلنشین تو بود
    که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
    و به خاطر خود تو بود
    فقط به خاطر تو

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*