ادامه رمان ازدواج صورتی | سایت تفریحی پُرِپُر

بایگانی برچسب : ادامه رمان ازدواج صورتی

ازدواج صوری ۴۰

  اصلا نفهمیدم چه جوری رسیدم خونه.. سر ظهر بود. منم بر طبق عادت نون و پنیری خوردم و دوباره از خونه خارج شدم. ایندفعه باید می رفتم توی جنگل. جنگلی که با هربار رفتن توش ، دردd رو به یاد میاوردم .. دردی که هیچ وقت فراموشش نمی کنم.. آره من اونروز با هزار بدبختی تونستم ببینمش. بدنشو .. ... ادامه مطلب »

۳۹ازدواج صوری

  بیش تر از یه ساعت بود که داشتم هیزمایی رو که جمع کرده بودم با تبر از وسط نصف می کردم. به این کار احتیاج داشتم چون می تونستم غم و ناراحتیم سرشون خالی کنم. صدای ماشین اومد. سرم بالا گرفتم و نگاه کردم. سیامند بود. تو این چهار ساله خیلی چیزا بین ما تغییر کرده بود. سیامند نامزد ... ادامه مطلب »

ازدواج صوری ۳۳

  تاریخ عروسی نهال و باراد یه ماه دیکه بود. عروسی! چیزی که خیلی دلم می خواست یه روز داشته باشم. ولی تنها چیزی که شد یه صیغه ی محریمت بود بدون هیچ ساز و تبلی! روز و شب برام فرقی نداشت. نه یه غذای درست و درمون می خوردم و نه با کسی حرف می زدم. تنها کارم شده ... ادامه مطلب »

ازدواج صوری قسمت ۳۲

  چشمام ریز کردم. – برای چی اومدی اینجا؟؟ از لحنم جا خورد. ولی خودشو کنترل کرد و گفت : بشین کارت دارم! در واقع حرف نمی زد دستور می داد! چراغ روشن کردم و برگشتم سمتش. ته ریشی که درآورده بود باعث شده بود چهرش پیرتر به نظر بیاد. آروم روی تخت نشست. منم رفتم و کنارش نشستم.یعنی چی ... ادامه مطلب »