بایگانی برچسب : ادامه رمان عاشقانه ازدواج صوری

ادامه رمان ازداج صوری۴۲

  چشمام آروم باز کردم. درد سرم کمتر شده بود. از جام بلند شدم و آروم رفتم سمت دستشویی اتاق. وقتی کارم تموم شد از اتاق رفتم بیرون صدای قاشق و چنگال میومد. رفتم سمت آشپزخونه. –سلام. به من نگاه کردن. – سلام. –سلام سر میز نشستم. سوگل از جاش بلند شد و رفت سمت آشپزخونه. – خوب ، آقا ... ادامه مطلب »

ازدواج صوری قسمت ۴۱

    – الهی من قربون پسر یکی یدونم بشم! چی شد فرفری جونم؟ – ما..مان.. مرد مرده منو دعوا کرد.. – ا ! زشته بچه مرد مرده کیه؟ بیا بیا اینجا ببینم… تو که داری می گی مرد مرده پس برای چی گریه میکنی؟ مگه ندیدی چجوری خورد به نرده و کتلت شد؟ – چی شد؟ – کتلت! … ... ادامه مطلب »

۳۹ازدواج صوری

  بیش تر از یه ساعت بود که داشتم هیزمایی رو که جمع کرده بودم با تبر از وسط نصف می کردم. به این کار احتیاج داشتم چون می تونستم غم و ناراحتیم سرشون خالی کنم. صدای ماشین اومد. سرم بالا گرفتم و نگاه کردم. سیامند بود. تو این چهار ساله خیلی چیزا بین ما تغییر کرده بود. سیامند نامزد ... ادامه مطلب »

رمان ازدواج صوری قسمت۲۹

  یعنی توی اون جعبه چی هست؟ چرا این دختر اینقدر مطمئن؟؟ بعد از دودقیقه تقه ای به در خورد. نهال به سمت در رفت و بازش کرد و بعدش با یه جعبه مشکی با راه راههای طوسی برگشت. گرفتشون به سمتم. – اینا چین؟ – باز کن و ببین! رو مبل نشستم. جعبه رو که نسبتا بزرگ بود و ... ادامه مطلب »